بزرگ بن شهريار الرامهرمزي ( مترجم : محمد ملك زاده )
87
عجائب الهند بره وبحره ( عجايب هند ) ( فارسى )
سواحل عراق عبور نكنند زيرا در آنجا اموال هيچكس در امان نيست و بر آن افزودند كه شهر عمان جائى است كه بازرگانان بزرگ و توانگر از تمام عالم در آن جمعند و اعتماد آنها فقط به حسن سيرت و عدالت امير المومنين خليفه و وزير او مىباشد كه بازرگانان را در حمايت خود گرفته و آنها را از شر طمعكاران و اوباش در امان نگاه دارند . سپس تجار بر ضد احمد بن هلال طغيان كردند و شورش برپا ساختند و در مقام جدال برآمدند به حدى كه فلفل خادم خليفه و همراهان او مصمم شدند به بغداد بازگردند و از حاكم اجازهء مرخصى خواستند . احمد بن هلال نامهاى به خليفه نوشت و آنچه اتفاق افتاده بود شرح داد و اضافه كرد كه تمام بازرگانان كشتىهاى خود را در ساحل آماده ساخته و متاع خويش را به كشتىها برده تا از عمان كوچ كنند سوداگران مقيم شهر نيز مضطرب شده مىگويند اگر ما در اين شهر بمانيم و كشتىها آمد و رفت خود را از عمان قطع كنند در روزى به روى ما بسته خواهد شد زيرا معيشت و گذران اهالى اين شهر به دريا بسته است اگر با اصاغر ما اين گونه رفتار شود با اكابر ما بدتر از اين رفتار خواهد شد . پادشاهان مانند شعلههاى آتشى هستند كه به هر طرف روى آورند مىسوزانند و ما طاقت آن را نداريم و پيشاپيش بازرگانان از اين شهر خارج خواهيم شد . خادم خليفه و همراهان او پس از آنكه دو هزار دينار از تاجر يهودى گرفتند به بغداد بازگشتند مرد يهودى نيز تمام مال و مكنت خود را در كشتى گذاشت و به جانب چين رهسپار شد بدون آنكه يك درهم از دارائى خود را در عمان باقى گذارد . چون به سريره رسيد حاكم آنجا بيست هزار دينار از او حق العبور